*
به جاده که می زنی... باید بروی...
تا هر کجا...
آنقدر که از خودت هم رد شوی ...
آنقدر که عبور دیگران را هم احساس کنی، از خودت...ما هم رفتیم دیگر!
گاهی باید فقط بروی خب!
سفر دردی از ما دوا نمی کند...فقط بی قرارتر می شویم و دلتنگ تر!!
**
ابرهایی که باریدنشان نیمه تمام مانده... یک پنجره ی نیمه باز... یک مهتابی ِ نیم سوخته
که هی خاموش و روشن می شود...یک بدن نیمه عریان که سردش می شود کم کم...
یک فنجان؛ قهوه ی نیم خورده... و یک قصه ی نیمه کاره...
.
..
...
....
ابرها دوباره باریدن گرفته اند... پنجره را می بندم... برق را خاموش می کنم
تا مهتابیه بیچاره آرام بگیرد... پُلیو ِر ِ خاکستری ام را تنم می کنم...
قهوه ی داخل ِ فنجان را با تمام ِ تلخی اش تا ته سَر می کشم...و قصه تمام می شود!
حالا فقط تاریکی ِ مطلق است و صدای نم نم باران...
جای " تو " خالیست! اما چه می شود کرد!!! این قصه ی " من " است! " مـــــــــــــــــــــــــــن "!
« آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش: همه چیز پوچ است، همه چیز یکسان، همه چیز رو به پایان!» +
***
اولین باری که تو مدرسه از کلاس انداختنم بیرون سوم دبستان بودم، یه معلم بد اخلاق داشتیم
که شده بود کابوس ِ من...
یه بار زنگ ِ نقاشی گفت یه نقاشی از کلاستون بکشید، نقاشی ِ منو که دید بهم گفت: این چیه کشیدی؟!!
گفتم: خانم اجازه؟! اینا گوسفندن که مثلاً بچه های کلاسن!! این گرگم شمایین!!!
یه خورده نگام کرد...نقاشی رو مچاله کرد و پرت کرد تو صورتم...
از کلاس انداختم بیرون!
اواسط ِ سال از مدرسه رفت و به جاش یه معلم ِ دیگه اومد اما من هیچ وقت فراموشش نکردم
دیروز اتفاقی دیدمش... جالب بود! زدم کنار... دور که شد دوباره حرکت کردم!!!!هنوزم...آره!
****
می دانم در دلت چه می گذرد...!!
دستهایت را محکم می گیرم ... در چشمهای بی قرارت خیره می شوم و بعد...
چشمهایت آرام تر شده اند انگار!
ببخش... که تمام سهم ِ من فقط آرام کردن ِ چشمهایت است... نه دلت!!
*****
ببین من کلاً از آدمایی که خودشونو می زنن به اون راه و هر غلطی دلشون می خواد می کنن خوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم میاد!! به همین شدت!!
خوش به حالِت ... چقدر همه چی واسَت آسونه!!
+ نیچه
- هركه آمد بار خود را بست و رفت/ ما همان بدبخت و خوار و بینصیب /زان چه حاصل جز
دروغ و جز دروغ/ زین چه حاصل جز فریب و جز فریب/ باز میگویند فردایی دگر /صبر كن تا دیگری
پیدا شود/ كاوهای پیدا نخواهد شد امید/ كاشكی اسكندری پیدا شود!!! همینطوری الکی !!
-چشمانم در انتظار لبـــــــــخند مـــــــهربان ِ توست! دریغش مکن!